سخن مردم: ابوتراب قاسمی |اربعین، تنها یک مسیر طولانی نیست؛ یک مکتب است. مکتبی که در آن «من» رنگ میبازد و «ما» جان میگیرد. در مسیر عشق به حسین (ع)، تفاوتها رنگ میبازند و تنها یک چیز باقی میماند: انسانیتِ در خدمتِ حقیقت.

در مسیر اربعین، چیزی جز تلاقیِ اشک و عرق نیست. هر قدمی که بر خاکِ این مسیر گذاشته میشود، گویی پیوندی است میان دلهای مشتاق و حقیقتِ کربلا. در این راه، خستگی معنا ندارد؛ چرا که روح، پیش از پاها در حرکت است.

پیادهروی اربعین، فراتر از یک تجمع مذهبی یا یک سنت سالانه، به پدیدهای تبدیل شده است که مفاهیم انسانی را در وسیعترین سطح خود به نمایش میگذارد. در این مسیر، مرزهای طبقاتی از میان میرود؛ ثروتمند در کنار فقیر و متخصص در کنار سادهترین انسانها، همگی با هدفی واحد در حرکتاند.
ما در این مسیر، با یادِ رهبر شهیدمان، شهدای دانشآموز میناب، سرداران شهید ، شهدای جاننثار جنگ رمضان و امروز، روحشان در میانِ ما، در هر قدمِ اربعین، حضور دارد.
اربعین برای ما، تنها یک پیادهروی نیست؛ یک «عهد و پیمان» است. پیمانی میان ما زندگان و آنان که در راهِ حسین (ع) جان دادند. ما در این مسیر میگوییم: «ای شهید، ما هنوز بر این پیمان ایستادهایم و هر گامِ ما، ادایِ احترامی است به ایثارِ بیکران شما.»
بوی نان گرم، صدای تپش قلبهای خسته و نگاههای پر از معنا در میان پیادهروها، حکایتی از یک عشقِ بیمرز را روایت میکند. اربعین، تجلیِ آن لحظهای است که انسان، خود را در برابر عظمتِ ایثار، کوچک و در عین حال، با پیوند به امام حسین (ع)، بزرگ میبیند. این پیادهروی، سفر به درون است؛ سفری برای بازگشت به اصالتِ انسانی و پاکیِ روح در برابر غبارِ مادیاتِ جهان.
خوشا به کسانی که در این مسیر، گامهای خود را با تپشهای دل و قدمهای معرفت همصدا کردهاند.