سخن مردم: ابوتراب قاسمی |چهاردهم خرداد، یادآور غروب شخصیتی است که نه تنها مسیر تاریخ معاصر ایران را دگرگون کرد، بلکه به عنوان یکی از تأثیرگذارترین رهبران سده بیستم، تعریفی تازه از پیوند میان «دین» و «سیاست» ارائه داد. رحلت امام خمینی (ره) اگرچه برای ملت ایران ضایعهای عمیق بود، اما آغازگر فصلی تازه در بازخوانی اندیشههای ایشان شد.
۱. پیوندِ باور و عمل
آنچه امام خمینی را از بسیاری از سیاستمداران متمایز میکرد، انطباق میان باورهای قلبی و کنشهای سیاسی او بود. برای امام، سیاست نه ابزاری برای قدرتطلبی، که وظیفهای برای احقاق حقوق مستضعفان و تحقق عدالت بود. شعار «نه شرقی، نه غربی» ایشان تنها یک جهتگیری سیاسی نبود، بلکه بیانگر استقلال هویتی ملتی بود که میخواست مسیر پیشرفت خود را بر پایه ارزشهای بومی و دینی خویش ترسیم کند.
۲. قدرتِ مردمباوری
شاید ماندگارترین میراث امام، اعتماد عمیق ایشان به نقش «مردم» باشد. در دورانی که تحلیلهای سیاسی عمدتاً بر قدرت نظامی یا مناسبات دیپلماتیک متمرکز بود، امام خمینی با تکیه بر حضور و اراده عمومی، انقلابی را به پیروزی رساند که معادلات قدرت جهانی را برهم زد. ایشان همواره بر این نکته تأکید داشتند که مشروعیت و بقای هر ساختار سیاسی، در گرو رضایت و مشارکت آگاهانه مردم است
۳. میراثی برای فردا
امروز که به میراث ایشان مینگریم، بیش از هر چیز، نیاز به بازخوانی «عدالتخواهی»، «سادهزیستی مسئولان» و «وحدت ملی» دیده میشود. در جهان متلاطم امروز که خشونت و افراطگرایی چهرههای متفاوتی از دین را به نمایش میگذارند، تأکید امام بر اسلامِ عقلانی، اخلاقمدار و در عین حال ظلمستیز، همچنان میتواند پیامی رهاییبخش باشد.
سخن آخر
رحلت امام خمینی، پایان یک زندگی بود، اما آغازگر مسیری است که تداوم آن در گرو پویایی اندیشههای ایشان است. پاسداشت یاد ایشان، تنها در سوگواری خلاصه نمیشود؛ بلکه در تلاش برای ساختن جامعهای است که در آن، عزت ملی، رفاه عمومی و اخلاق اجتماعی، ارکان اصلی توسعه و پیشرفت باشند. امام، آرمانخواهی بود که نشان داد چگونه میتوان با تکیه بر ایمان، در برابر طوفانهای بزرگ ایستاد و افقی روشن برای آینده ترسیم کرد.